شايد اسمش را بشود گذاشت همراه باد هوا رفتن و يا تسليم كليشه شدن اما خوشبختانه يا متاسفانه اينستاگرام با تمام عظمت و جلالش از ما عكس هاي صاف ميخواهد از ماجراهاي ساده ي روي ميز هاي تكراري و ما خودمان هم بحث اينستاگرام كه بشود عكس هاي صاف از ماجراهاي ساده ي روي ميز هاي تكراري اولين اگر نباشد قطعا در پنج قابي ست كه پيش چشم مان تصوير مي شود .
انگار كه بي آلايشي و جو خودماني فضاي اينستاگرام قاب هاي ساده مي طلبد يا حداقل مردمانش با قاب هاي ساده و آشنا راحت تر كنار مي آيند، اگرچه كه در جايجايش پر است از كارهاي آن چناني و فاخر اما در نهايت حال هوايش همان ون هاي وولكسواگن نارنجي تك و تنها روبروي يك ديوار پر از برگ هاي سبز و نماي بالاي ميزي اين چنين است و در برابرش يا مقاومت بايد كرد يا تسليم شد و يا يك چيزي بين اين دو كه سعي كرده ام من باشم اما هنوز هم هنگام نشر چنين عكس هايي راسل كرو برايم تداعي مي شود در گلادياتور آن جايي كه هفت نفر را به ناچار از دم تيغ مي گذراند و رو به تماشاچيان فرياد مي زند :
Are you not entertained ? (at کافه نقش وصال)
