سواي تمام خفني هاي معماري اين ساختمون عظيم و بي در و پيكر كه اخرم نفهميديم چي بود، اين مسيرش فقط يه سري تماشاچي در حال جيغ و داد كردن و پنج تا اسب به جاي دوچرخه ها كم داشت تا صحنه ي ورود شواليه هاي پيروز به قلعه باشه (at Lisbon, Portugal)
سواي تمام خفني هاي معماري اين ساختمون عظيم و بي در و پيكر كه اخرم نفهميديم چي بود، اين مسيرش فقط يه سري تماشاچي در حال جيغ و داد كردن و پنج تا اسب به جاي دوچرخه ها كم داشت تا صحنه ي ورود شواليه هاي پيروز به قلعه باشه (at Lisbon, Portugal)
تازه همونطور كه ملاحظه مي كنين يه گلدن گيت موجه هم تو محلشون ساخته بودن كه مردمشون الكي پا نشن برن سان فرانسيسكو. (at Lisbon, Portugal)
ايستگاه مترو شون هانس هالين طور بود و ساختمون هاشون خفن ولي كي ميتونه قدر بدونه وقتي آب كمه و هوا گرم؟ (at شهر آفتاب)
همونطور كه مستحضر هستين از پس عمل به قولي كه درباره ي پايان دادن به انتشار عكس هاي سفر داده بودم بر نيامدم و البته مهم هم نيست خيلي. (at Lisbon, Portugal)
شايد اسمش را بشود گذاشت همراه باد هوا رفتن و يا تسليم كليشه شدن اما خوشبختانه يا متاسفانه اينستاگرام با تمام عظمت و جلالش از ما عكس هاي صاف ميخواهد از ماجراهاي ساده ي روي ميز هاي تكراري و ما خودمان هم بحث اينستاگرام كه بشود عكس هاي صاف از ماجراهاي ساده ي روي ميز هاي تكراري اولين اگر نباشد قطعا در پنج قابي ست كه پيش چشم مان تصوير مي شود .
انگار كه بي آلايشي و جو خودماني فضاي اينستاگرام قاب هاي ساده مي طلبد يا حداقل مردمانش با قاب هاي ساده و آشنا راحت تر كنار مي آيند، اگرچه كه در جايجايش پر است از كارهاي آن چناني و فاخر اما در نهايت حال هوايش همان ون هاي وولكسواگن نارنجي تك و تنها روبروي يك ديوار پر از برگ هاي سبز و نماي بالاي ميزي اين چنين است و در برابرش يا مقاومت بايد كرد يا تسليم شد و يا يك چيزي بين اين دو كه سعي كرده ام من باشم اما هنوز هم هنگام نشر چنين عكس هايي راسل كرو برايم تداعي مي شود در گلادياتور آن جايي كه هفت نفر را به ناچار از دم تيغ مي گذراند و رو به تماشاچيان فرياد مي زند :
Are you not entertained ? (at کافه نقش وصال)
عكس هاي سفر اگرچه فراوانند و برايم دلنشين اما دو ماهي ست كه از پرتغال برگشته ام و وقت آن است كه سفر هم از من بازگردد، نتيجتا تصميم گرفتم كه عكس هاي سفر پرتغال را با اين عكس تمام كنم و اگر دانشگاه و اساتيد گرام مجال دهند در همين تهران خودمان ماحرا را از سر گيرم و مثل قيفي نباشم كه هر روز عكس هاي تكراري و قديمي براي تان نشر دهم . (at Lisbon, Portugal)